

آغاسی

آغاسی

آغاسی

آغاسی

آغاسی
بیا تا گندم یک دونه باشیم بیا تا آب یک رودخانه باشیم چو شب آید کنی دستی به گردن چو روز آید ز هم بیگانه باشیم تو سفر کردی به سلامت تو مرا کشتی ز خجالت دیگه حرف آشتی نباشه با تو قهرم تا به قیامت با تو قهرم تا به قیامت چه کنم با درد محبت به تو دیگر کردهام عادت دیگه حرف آشتی نباشه با تو قهرم تا به قیامت با تو قهرم تا به قیامت آی تو غرور مرا بشکستی که یک نامه برام نفرستی به غریبه مگر دل بستی تو بیا به سر بالینم به دو بوسه بده تسکینم که شکوفهی غم میچینم تو سفر کردی به سلامت تو مرا کشتی به خجالت دیگه حرف آشتی نباشه با تو قهرم تا به قیامت با تو قهرم تا به قیامت چه کنم با درد محبت به تو دیگر کردهام عادت دیگه حرف آشتی نباشه با تو قهرم تا به قیامت با تو قهرم تا به قیامت آی تو غرور مرا بشکستی که یک نامه برام نفرستی به غریبه مگر دل بستی تو بیا به سر بالینم به دو بوسه بده تسکینم که شکوفهی غم میچینم تو سفر کردی به سلامت تو مرا کشتی به خجالت دیگه حرف آشتی نباشه با تو قهرم تا به قیامت با تو قهرم تا به قیامت با تو قهرم تا به قیامت
بخش نظرات به زودی فعال خواهد شد.