

آغاسی

آغاسی

آغاسی

آغاسی

آغاسی
گدایان بهر روزی طفلشان را کور میخواهند طبیبان جملگی مخلوق را رنجور میخواهند تمام مرده شویان راضیند بر مردن مردم بنازم مطربان چون خلق را مسرور میخواهند آدم ها آدمها آی آدما مطرب بزم تون منم میزنم و میرقصم و خوب میخونم باعث شادی ام و دوستم دارین کی شده من از خودم حرف بزنم مطربی پیرم به ظاهر شوخ و شاد شادم از اینکه نبردینم ز یاد چهره ام خندون و لب هام نغمه خون اما دل گریون چو ابر آسمون من شکست خوردم در عشق و زندگی روی احساسم شدم آوازه خون نه صدای خوندنی مونده برام نه دیگه قدرت راه رفتن به پام جمله و ترانه مردن رو لب هام باز به عشق شما درمیاد صدام آی آدم ها دوسم دارین میخوام براتون بخونم تا اونجایی که میتونم ای ولا آدم ها آدمها آی آدما مطرب بزم تون منم میزنم و میرقصم و خوب میخونم باعث شادی ام و دوستم دارین کی شده من از خودم حرف بزنم مطربی پیرم به ظاهر شوخ و شاد شادم از اینکه نبردینم ز یاد
بخش نظرات به زودی فعال خواهد شد.