

میلاد درخشانی

میلاد درخشانی

میلاد درخشانی

میلاد درخشانی

میلاد درخشانی
داغ ترین تشنگی رو به افق رو به طلوع غم زده چشمان من است تنگ غروب است و دلم یاد تو در یاد من است عمق نگاهم به ته راه درازی است که تو در افقش دور شدی دور شدی دور شدی حسرت دیدار توام داغ ترین تشنگی ام راه تو ناممکن و من این همه آوارگی ام باز کنم به جستجو گوشه به گوشه ی قفس آه که پیدا بکنم چاره بیچارگی ام در قفس یاد توام بال و پرم شکسته و درد تو سرتاسر من در تو در جان و تنم حسرت دیدار توام داغ ترین تشنگی ام راه تو ناممکن و من این همه آوارگی ام باز کنم به جستجو گوشه به گوشه قفس آه که پیدا بکنم چاره بیچارگی ام در قفس یاد توام بال و پرم شکسته و درد تو سرتاسر من در تو در جان و تنم حسرت دیدار توام داغ ترین تشنگی ام راه تو ناممکن و من این همه آوارگی ام
بخش نظرات به زودی فعال خواهد شد.