

میلاد فرهودی

میلاد فرهودی

میلاد فرهودی

میلاد فرهودی

میلاد فرهودی
بیدارم کن بیدارم کن از کابوسی که دم به دم با من میاد! بیدارم کن؛ از تصویر یه برگ سبز تو چنگ باد بیدارم کن از این وحشت! بیدارم کن… فانوسم باش فانوسم باش؛ تو تاریکی که لحظه لحظه با منه فانوسم باش؛ وقتی شب ستاره هامو میشکنه فانوسم باش تو این غربت، نازنینم… با من باش آواز تو؛ صدای شهر بی صداس لبخند تو خلاصه ی ترانه هاس؛ دستای تو برای زخم من دواست منو ببر که خسته ام؛ که خسته از سیاهی ام… منو ببر به سمت صبح! منو ببر به سمت نور
بخش نظرات به زودی فعال خواهد شد.