
%2F8f1c9569b1a895e.jpg&w=828&q=75)
ابی

ابی

ابی

ابی

ابی
من اگه خدا بودم ابی من اگه خدا بودم شهر بم هرگز نمی لرزید نیمه شب اون غنچه ی نوزاد از نگاه مرگ نمی ترسید من اگه خدا بودم مادرهای دجله ی خونین نمی مردند از فرات سرخ آلوده، نوعروسا ماهی مرده نمی خوردند من اگه خدا بودم دخترهای اورشلیم و غزه و صیدا جای حکم تیر و نارنجک، ترانه می نوشتند روی دیوارا هر کسی جای خدا بود، شاهد این روزگار و این زمین زار دست کم معجزه ای می کرد برای بچه های بی کس و بیمار اگه کفره کلام من، یکی حرفی بگه بهتر وگرنه بازی واژه نمی بازم من کافر صدای زنگ بی رحمی سر هر کوچه و برزن به گریه می رسه از درد دل سنگ و دل آهن اگه دیوار کجی ها رفته بالا تا ثریا دست معمار خدا بود خشت اول من و ما چه عیبی داشت اگه فردا جهان بهتر از این می شد خدا می رفت و یک مادر پرستار زمین می شد اگه کفره کلام من، یکی حرفی بگه بهتر وگرنه بازی واژه نمی بازم من کافر صدای زنگ بی رحمی سر هر کوچه و برزن به گریه می رسه از درد دل سنگ و دل آهن من اگه خدا بودم شهر بم هرگز نمی لرزید
بخش نظرات به زودی فعال خواهد شد.